شمارهی سوم/ صفحه یک
هنگامه کنیم...
مست آن چشم خمارم
نرسیدن!
نه امکان نیست
من به آغوش شبش محتاجم
نچشیدن!
نه امکان نیست
تن تبدارش را نبوییدن!
نه امکان نیست
شوق میکیدن آن بی منّت را
به فراموشی سپردن!
نه امکان نیست
اگر بگوید بروم یا که بگوید نه!
جوابم این است
امکان نیست که امکان نیست
👩🦰خانم گل

نهی دشمن دانا بلندم کرده است
نهی بر زمینم کوفته نادان دوست
خویشتن را به دوش افکنده ام
دوست را بنشانده ام بر رو به رو
آنکس که من را اوج داده من بوده است
ورنه دشمن دشمنی کرده نه جود
آنکس که من را بر زمین کوفته دشمن بوده است
ورنه دوست همواره بوده ست دوست
🦢 هلی آ

